عبدالله معروف
لقب «پادشاه بیتاجوتخت “اسرائیل”» که برخی به بنیامین نتانیاهو دادهاند، بیدلیل نیست؛ این عنوان از این واقعیت نشأت میگیرد که او بیش از هر سیاستمدار دیگری در تاریخ “اسرائیل”، ماهیت جامعه و طبقه حاکم سیاسی این رژیم را درک کرده است.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین، نتانیاهو توانمندی غیرعادی در بازی دادن رقبای خود و تحمیل ارادهاش بر صحنه داخلی و خارجی نشان داده است. با این حال، ناظران معتقدند او بیش از آنکه به مصلحت دولت یا ساکنان “اسرائیل” بیندیشد، تمام اقداماتش را با هدف تأمین منافع شخصی و فرار از زندان انجام میدهد. او میکوشد تا زمانی که پروندههای قضاییاش در جریان است، به هر نحو ممکن در جایگاه نخستوزیری باقی بماند تا از مصونیت قانونی این منصب بهرهمند شود.
شاید همین موضوع باعث شد تا دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علنا از اسحاق هرتزوگ، رئیس “اسرائیل”، بخواهد که نتانیاهو را عفو کند؛ تلاشی برای باز کردن گرهی که نتانیاهو را وادار کرده به هر قیمتی بر کرسی قدرت تکیه بزند.
با ورود “اسرائیل” به سال انتخاباتی، امید احزاب اپوزیسیون برای سرنگونی نتانیاهو کمرنگ شده است. این در حالی است که چندین پرونده جنجالی از جمله «قانون بودجه» و «قانون جذب نیرو» (سربازی اجباری حریدیها) میتوانست هر دولتی را به سقوط بکشاند.
قانون سربازی اجباری یکی از خطرناکترین موانع پیش روی نتانیاهو بود که باعث ایجاد شکاف میان احزاب مذهبی تندرو (حریدیها) و احزاب صهیونیسم دینی شده بود. در حالی که حریدیها معتقدند «مرگ به دست عربها بهتر از “سربازی” در ارتش کفر است»، نتانیاهو موفق شد با استفاده از «رشوههای سیاسی» در قالب تخصیص بودجههای کلان برای مدارس مذهبی و نهادهای خاص، حزب قدرتمند «شاس» را با خود همراه کند.
او همچنین با بهرهبرداری از تغییرات داخلی در حزب «اگودات “اسرائیل”»، توانست برای اولین بار اکثریت ۶۱ رأی لازم در کنست را برای تصویب این قانون بحثبرانگیز تضمین کند و از یکی از بزرگترین تهدیدات علیه دولتش عبور کند.
هنر اصلی نتانیاهو در ایجاد شکاف در جبهه مخالفان نهفته است. نفوذ او تا جایی پیش رفته که «بنی گانتس»، رهبر ائتلاف «آبی و سفید» و یکی از چهرههای اصلی اپوزیسیون، با اعلام اینکه «حاضر نیست “اسرائیل” را به افراطیها بسپارد یا به احزاب عربی تکیه کند»، از احتمال مشارکت دوباره در دولت با نتانیاهو سخن گفته است.
نتانیاهو با مهارت تمام میان تضادهای احزاب مختلف حرکت میکند و نتیجه این بازی، مشغول شدن احزاب به یکدیگر و باقی ماندن او بر تخت قدرت است.
در حال حاضر، شانس سقوط نتانیاهو به دلیل تشتت گسترده در طبقه سیاسی “اسرائیل” بسیار ناچیز به نظر میرسد. به نظر میرسد انتخابات زودهنگام تنها زمانی برگزار خواهد شد که شخص خودِ نتانیاهو اراده کند و احساس نماید در موقعیتی است که پیروزیاش تضمین شده است.
او که مسئول مستقیم شکستهای امنیتی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (عملیات طوفانالاقصی) به شمار میرود، توانسته است با همکاری وزرای تندروی صهیونیسم دینی (مانند اسموتریچ و بنگویر)، عملا این پرونده را مسدود کرده و از انجام هرگونه تحقیق واقعی جلوگیری کند. همسویی منافع نتانیاهو با جریانهای تندرو برای کودتا علیه نهادهای قضایی و نظارتی، باعث شده است تا او همچنان به بازی قدرت ادامه دهد و رقبای خود را به حاشیه براند.
نتانیاهو با بازی میان متضادها و اولویت دادن به بقای سیاسی خود، نشان داده است که فعلا قصد کنارهگیری ندارد. او از تکتک بحرانها به عنوان فرصتی برای تثبیت قدرت استفاده کرده و اپوزیسیون را در وضعیتی قرار داده که حتی قدرتمندترین چهرههای آن نیز در برابر استراتژیهای او مستأصل شدهاند.